- از ابتدای خلقت دنیا به جای صلح همواره جنگ بوده سر ماجرای صلح!
- غرق نگاه مست تو ام عشق ناگزیر غرق نگاه مست تو دست مرا بگیر
- آشی نخوردم و دهنم سوخت از غمش دنیا همیشه جُور به لب های بسته کرد
- دف زنان در نفس باد صبا می پیچد عشق در نی لبک خاطره ها می پیچد
- شب های اشک بار و پریشان دیگری ست حالا که نیستی شب و باران دیگری ست
- ایل ما در لحظه های عزلت خود جان سپرد از همان روزی که دل را دست زلف ارزان سپرد
- مغز و زبان تنها ترین رویای قصاب است چاقوی تیز و خون همه دنیای قصاب است
- چاقوی تیز و خون همه دنیای قصاب است مغز و زبان رویایی از شب های قصاب است
- لب های تو آوازه ی آواز بنان است گیسوی تو چون رود ارس نرم روان است
- هر چشم به در دوخته ، باید که بسوزد چون جنگل دل سوخته باید که بسوزد








